الشيخ رسول جعفريان

386

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

عليه السلام - تشبيه كرده و فرمود كه : كفالت قوم خود را داشته باشيد ؛ همان گونه كه حواريين عيسى عليه السلام ( كفالت قوم خود را ) براى عيسى عليه السلام داشتند . « 1 » در اين نقل آمده است كه جبرئيل آنان را انتخاب كرده و ديگران نبايد چيزى به دل بگيرند . نقبا ( از اوس ) عبارت بودند از : اسيد بن حُضَير ، ابوالهيثم مالك بن التيّهان ، ( برخى به جاى وى از رفاعة بن عبد المنذر ياد كرده‌اند . « 2 » ) ، سعد بن خَيْثَمَه ( و از خزرج عبارت بودند از ) ، اسعد بن زراره ، رافع بن مالك ، سعد بن عباده ، منذر بن عمرو ، براء بن معرور ، سعد بن ربيع ، عبد الله بن رواحه ، عبد الله بن عمرو و عُبادة بن صامت « 3 » ( كه برخى جابربن عبد الله را به جاى او نام برده‌اند ) . دو زن شركت كننده ، يكىام عماره نسيبه بنت كعب و ديگرىام منيع ، اسماء بنت عمرو بن عدى بوده‌اند . در اين جمع اسعد بن زراره به عنوان « نقيب النقباء » انتخاب گرديد . طبعا اين ناظر به تلاشهاى گستردهء وى در انتشار اسلام در مدينه بود . به نقل از واقدى ، وى شش ماه ( و به نقل برخى ديگر نُه ماه ) پس از هجرت درگذشت . در مجموع آنچه كه در اين بيعت از اهميت برخوردار بود ، مسأله « دفاع » از رسول اللّه بود . در آن زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سخت در معرض تهديد مشركان بود ؛ پيش از آن ، در انديشهء آن بود تا اسلام را در طايف ترويج كند و در آنجا پناه گيرد اما ارتباط محكم آن مردم با مكيان ، مانع از چنين تحوّلى شد . اكنون يثرب با پذيرش اسلام و قبول تعهد دفاع از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه به معناى دفاع از اسلام بود ، مىتوانست نقطهء مهم در اين بيعت تلقى شود . نصى كه از محتواى اين بيعت توسط عبادة بن صامت نقل شده حاوى نكات ديگرى نيز هست : « بايعنا رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم على السمع و الطاعة فى العسرو اليسر و المكره و المنشط و الّا ننازع الأمر أهله و أنْ الّا نقول بالحق حيث كان و لا نخاف لومة لائم » . « 4 » در اين متن

--> ( 1 ) . انساب الأشراف ، ج 1 ، ص 253 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 446 ( 2 ) . جوامع السيرة النبويّة ، ص 60 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 254 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، صص 443 و 444 ، الاستيعاب ، ج 1 ، ص 83 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 253 ؛ مالك بن انس ، الموطأ ( چاپ شده با تنوير الحوالك ) ، ج 2 ، ص 4